X
تبلیغات
رایتل

  • http://s6.picofile.com/file/8248172726/%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.jpg

    تصاویری از سکه های قدیمی در  دوره های مختلف در ایران

     ارسال شده  توسط آقای رمضان حسن پور

    سکه های قدیمی

    سکه های قدیمی

    در ادامه مطلب تمامی عکس ها را مشاهده بفرمایید

     

    ادامه مطلب

    http://s6.picofile.com/file/8249573900/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%85%D9%86.JPG

    http://s6.picofile.com/file/8249573900/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%85%D9%86.JPG


  • http://s6.picofile.com/file/8248172726/%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.jpg

    « ﺣﻤﻮﻡ ﺭﻓﺘﻦ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ ﺩﻫﻪ ٦٠ »

    ﺍﻭﻟﺶ می رﻓﺘﻴﻢ ﺗﻮ ﺣﻤﻮﻣﻲ ﻛﻪ ﻧﻪ ﺁﺏ ﺳﺮﺩﺵ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺑﻮﺩ ﻧﻪ آب ﮔﺮﻣﺶ ، ﻳﻬﻮ ﺁﺏ ﻣﻴﺸﺪ ٢٠ ﺩﺭﺟﻪ ﺯﻳﺮ ﺻﻔﺮ و ﻳﻪ ﻭﻗﺘﺎ ﻫﻢ ٧٠ ﺩﺭﺟﻪ ﺑﺎﻻﻱ ﺻﻔﺮ ...

    ﺑﻌﺪ ﻣﺎﺩﺭ ﮔﺮﺍﻣﻲ ﺑﺎ ﺷﺎﻣﭙﻮ ﭘﺎﻭﻩ ﺗﺨﻢ ﻣﺮﻏﻲ ﭼﻨﺎﻥ ﻣﻴﺎﻓﺘﺎﺩ ﺭﻭ ﺳﺮﻣﻮﻥ ﻛﻪ ﺗﻤﻮﻡ ﺳﻠﻮﻟﻬﺎﻱ ﻣﻐﺰمون ٤ ﺳﺎﻧﺖ ﺟﺎﺑﺠﺎ ﻣﻴﺸﺪ ، ﻫﺮﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﺟﻴﻎ ﻭ ﺩﺍﺩ ﻣﻴﻜﺮﺩﻳﻢ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻧﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ !!!!

    ﺑﺪﺗﺮﻳﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻭﻗﺘﻲ ﺑﻮﺩ که ﺑﺎ ﻛﻴﺴﻪ ﻛﻠﻔﺖ ﻭ ﺿﺨﻴﻢ ﺑﺎ ﺭﻭﺷﻮﺭ ﻣﻴﺎﻓﺘﺎﺩ ﺑﻪ ﺟﻮﻧﻤﻮﻥ ، ﺧﺪﺍ ﺷﺎﻫﺪﻩ ٢ ﻻﻳﻪ ﺍﺯ ﭘﻮﺳﺘﻤﻮﻥ ﻛﻨﺪﻩ ﻣﻴﺸﺪ ﻭ ﺗﺎﺯﻩ ﻣﺎﻣﺎﻧﻪ ﻓﻜﺮ ﻣﻴﻜﺮﺩ ﭼﺮﻛﻪ ﻭ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﻴﺪﺍﺩ ...



    ﺑﻤﺎﻧﺪ ﺍﻭﻥ ﻭﺳﻂ ﻳﻪ ﻛﺘﻜﻲ ﻫﻢ ﻣﻴﺨﻮﺭﺩﻳﻢ که چرا اینقدر وول می خوری؛ (اصلا وول نمی خوردیما، شدت فشار کیسه کشی ما رو اینور اونور می کشوند )

    ﺁﺥ ﺁﺥ ﻣﻮﻗﻊ ﺳﻨﮓ ﭘﺎ ﺯﺩﻥ ﻛﻪ ﺩﻳﮕﻪ ﻫﻴﭽﻲ ، ﺩﻗﻴﻘﺎ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻫﺮﺑﺎﺭ ﺳﻨﮓ ﭘﺎ ﺯﺩﻥ ٢ ﺳﺎﻧﺖ ﺍﺯ ﻗﺪمون ﻛﻮﺗﺎﻩ ﻣﻴﺸﺪ ...

    ﻭﻗﺘﻲ ﺣﻤﻮﻡ ﺗﻤﻮﻡ ﻣﻴﺸﺪ ﻛﻠﻲ ﻟﺒﺎﺱ ﺗﻨﻤﻮﻥ ﻣﻴﻜﺮﺩﻥ ﻭ ﻳﻪ ﻳﻘﻪ ﺍﺳﻜﻲ ﻫﻢ ﺭﻭﺵ ، ﺑﻌﺪﺵ ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﺧﺴﺘﮕﻲ ﻭ ﺩﺭﺩ ﺧﻮﺍﺑﻤﻮﻥ ﻣﻴﺒﺮﺩ 
    آخرش ﻫﻤﻪ ﻣﻴ ﮕﻔﺘﻦ : ﺁﺧﻲ ﻱ ﻱ ﻱ ﻱ ، ﻧﻴﮕﺎﺵ ﻛﻦ .. تمیز شد ، ﭼﻪ ﺭﺍﺣﺖ ﺧﻮﺍﺑﻴﺪﻩ ﻩ ﻩ ﻩ ﻩ

    نمی دونستن بیهوش شدیم ما ، می فهمین بیهوش

    ارسال شده توسط خانم آرزو حضرتی


    http://s6.picofile.com/file/8249573900/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%85%D9%86.JPG

    http://s6.picofile.com/file/8249573900/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%85%D9%86.JPG


  • http://s6.picofile.com/file/8248172726/%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.jpg

    روزگاری در زدن هم اصولی داشت ، کوبه زنانه داشتیم و مردانه...

    و وقتی در زده میشد صاحب خانه میدانست آنکه پشت در است زن است یا مرد و بر آن مبنا به استقبال او میرفت،
    زندگی ها در عین سادگی در و پیکر و اصول داشت...

    مردها کفشهای پاشنه تخم مرغی میپوشیدند تا از صدای آن از فاصله دور در کوچه پس کوچه های تو در تو خانمها بفهمند نامحرمی در حال عبور است...

    منزلها بیرونی و اندرونی داشت و از ورود مهمان تا خروجش طوری منزل ساخته شده بود که متعلقات به تکلف نیفتند...

    آن روزگاران امنیت ناموسی چندین برابر این زمان بود،
    نه سیستم امنیتی در منازل بود و نه شبکه های مجازی برای پاییدن همدیگر...

    اطمینان و شرافت و وفاداری و نگه داشتن زندگی با چنگ و دندان و آبروداری زوجین اصل زندگی بود...

    من هرگز بخاطر ندارم کسی مهریه ای اجرا بگذارد و دادسراها این همه پرونده طلاق و درخواست طلاق و فرزندان طلاق...

    نه ال سی دی بود نه اسپیلت و لباسشویی،
    صابون مراغه ای بود و دستان یخ زده مادر در زمستان که با گریسیلین ترکهایش را مداوا میکرد...

    و پدری که سر شب دم غروب خونه بود و خیز برمیداشت زیر کرسی و مادر کاسه اناردون کرده روی کرسی میگذاشت و نصف بدنمان زیر کرسی و سر و کله کز کرده در بیرون آن،با لباسهای ضخیم...
    پاییزی پر باران و زمستانی پر از برف داشتیم

    یادش بخیر همه چکمه داشتیم و تا لبه چکمه برف می آمد،هم زمین برکت داشت هم آسمان...

    سفره مان برنج بخود کم میدید،اما صفا و سادگی داشت...

    و پنج ریالی پدر در صبحگاه مدرسه میشد نصف نان بربری با پنیر...

    آن روزها پشت این دربهای کوبه دار با هم حرف میزدند خیلی گرم و صمیمی...

    تابستان ها چقدر روی تخت های چوبی ستاره شمردیم و لذت آسمان بی غبار را بردیم...
    چه حرمتی داشت پدر و مادر...

    و پولها و مالها چه برکتی...
    چقدر دور هم حرف برای گفتن داشتیم،
    و چقدر از خدا میترسیدیم...
    کله صبح قمری ها(یاکریم ها) میخواندند ،
    با دوچرخه درخونه ها نون تازه و عدسی و شیر می آوردند محال بود کسی یازده صبح بیدار شود...

    زود میخوابیدند و سحر بیدار میشدند و بهترین رزقها را دریافت میکردند،
    زمستون برف وشیره میخوردیم و خیلی چیزی برای خوردن پیدا نمیشد و بهترین غذا را جمعه ها میخوردیم،
    آنروزها مردم چقدر به یکدیگر رحم میکردند و مهربان بودند و گره گشا و اعصابها حرام ترافیک و ... نمیشد...

    نفهمیدم چی شد ولی برف و کرسی و ستاره ها و کاسه بی تکلف انار و درب کوبه دار و دورهمی ها همه یکباره جمع شد...

    حالا ما مانده ایم و دنیای بی خیر و برکت و دربهای ضدسرقت و آدمهایی که سخت فخر میفروشند و متکبرند گویی هرگز نمیمیرند و چنان دنیا دارند که گویی برای آن آفریده شده اند...

    چقدر نعمتها از کف رفت و ما خواب خوابیم.

    ارسال شده از طرف آقای قاسم مدهنی از  اصفهان


    http://s6.picofile.com/file/8249573900/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%85%D9%86.JPG

    http://s6.picofile.com/file/8249573900/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%85%D9%86.JPG


  • http://s6.picofile.com/file/8249573900/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%85%D9%86.JPG

    http://s6.picofile.com/file/8249573900/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%85%D9%86.JPG


  • http://s6.picofile.com/file/8248172726/%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.jpg


    http://s8.picofile.com/file/8278615142/photo532725268288219243.jpg

    دو تومانی دوره قاجار  که فقط در کرمانشاه ادا میشده

    ارسال شده از طرف نیما


    http://s6.picofile.com/file/8249573900/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%85%D9%86.JPG

    http://s6.picofile.com/file/8249573900/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%85%D9%86.JPG


  • http://s6.picofile.com/file/8248172726/%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.jpg

    http://s9.picofile.com/file/8278615126/photo426485163412795724.jpg
    پنکه قدیمی ارسال شده از طرف  آقای علی عالیشاه از ساری


    http://s6.picofile.com/file/8249573900/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%85%D9%86.JPG

    http://s6.picofile.com/file/8249573900/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%85%D9%86.JPG


  • http://s6.picofile.com/file/8248172726/%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.jpg


    http://s9.picofile.com/file/8278615150/photo408468484275679494.jpg


    این یه ملحفه قدیمیه دوره شصت که تازه پیداش کردم وقتی چهار سالم بود حتما خیلی ها اینو داشتنو

    ارسال شده از طرف خانم سحر


    http://s6.picofile.com/file/8249573900/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%85%D9%86.JPG

    http://s6.picofile.com/file/8249573900/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%85%D9%86.JPG


  • http://s6.picofile.com/file/8248172726/%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.jpg

    http://s8.picofile.com/file/8277024400/%D8%A7%D9%85%D9%86_%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9_%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7.jpg
    شاید این پنجشنبه بیش از هر پنجشنبه ی دیگر دلتنگ مادر بزرگ باشم
    مادر بزرگی که موسس بزرگترین بانک اسلامی بدون بهره بود بانکی که یا در جورابش بود یا در خورجین کوچک دست بافش، که این روزها دیگر نه از ان بانک محبت آمیز خبری هست و نه از مادر بزرگ و لبخندهای مهربانش
    هر دو در صفحات زمان و دنیای مدرنیته گم شده اند
    تسهیلات بانکی مادر بزرگ بدون هیچ پارتی بازی ای به همه می رسید از نوه های پسری تا دختری
    نه رانتی در کار مادر بزرگ بود و نه رابطه بازی ای،عدالت و مساواتش حرف نداشت هر کسی سهمش را از مادر بزرگ می گرفت همان سهمی که عموها و عمه ها به او می دادند و او انها را جمع می کرد تا موقع ای که به خانه اش می رویم به ما بدهد
    که البته گاهی هم مادر بزرگ آنها را تبدیل به خوراکی های خوشمزه یا تنقلات می کرد تا در روزهای سرد زمستان و شب های یلدا و.... به خورد ما بدهد
    یادش بخیر زمستان ها وقتی به خانه اش می رفتیم همیشه کرسیش برقرار بود
    و
    کاسه چینی گل سرخش را که پر از توت خشک، برگه هلو،کشمش و...بود را روی کرسی می گذاشت و ما هم آرام آرام از آن می خوردیم و مادربزرگ هم برای مان قصه می گفت
    ،قصه ی شنگول و منگول و حبه قند انگور،قصه کدو تنبل،قصه غول جادو و......
    دلم برای خانه مادر بزرگ، برای قل قل سماورش که به عشق ما قل قل می کرد،برای بو عطر بهار نارنج چایش،برای تسبیح و جانمازش و... تنگ شده است
    دیگر هیچ عطری برایم خوش بو و معطر نیست مگر عطر بوی پیراهن گلگلی مادر بزرگ

    "تقدیم به روح همه ی مادر بزرگانی که دیگر در میان ما نیستند و از فرش به عرش اعلی پرواز نمودند.


    ارسال شده از طرف محمد سابوته



    http://s6.picofile.com/file/8249573900/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%85%D9%86.JPG

    http://s6.picofile.com/file/8249573900/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%85%D9%86.JPG

*

عکس

جدیدترین یادداشت‌ها

  • سریال خاله سارا
    khalesara - خاله سارا دانلود سریال دهه هفتاد خاله سارا محصول شبکه یک سیما دانلود کنید
  • دانلود سریال امیرکبیر
    amirkabir - امیرکبیر دانلود سریال قدیمی امیر کبیر دانلود کنید
  • سریال آپارتمان
    apartman -سریال آپارتمان دانلود سریال قدیمی آپارتمان دانلود کنید
  • هوای تازه
    yekamoonvartar - هوای تازه دانلود سریال هوای تازه دانلود کنید
  • یکم اون ورتر
    yekamoonvartar - یکم اون ور تر دانلود سریال قدیمی یکم اون ورتر دانلود
  • عباس قلی خان دوم
    abbasgholikhand2 -عباس قلی خان دوم دانلود برنامه قدیمی عباس قلی خان دوم خاطره انگیز دانلود
  • گلچین موسیقی سنتی خانمها
    mosighi - هنرمندان زن گلچینی از صدای خانمهای هنرمند موسیقی سنتی دانلود کنید
  • مرضیه محبوب
    مرضیه محبوب کارگردان -طراح عروسک - عروسک گردان-طراح لباس - طراح ماکت و بازیگر بخش کودک صداو سیمای ایران می باشند. کلاه...
  • سعیده مصطفوی : بادبادک
    امروز جمعه از همون اول صبحی ,دلم.با من نساخت ,,,انگار دنیا رو روی سرم آوار کردند ,,به اطرافم نگاه می کنم ,,هیچ دلیل...
  • قدیما خونمون
    قدیما خونمون تا خونه بابابزرگم تقریبا فاصله ش زیاد بود همیشه با تاکسی میرفتیم اونجا ، بعضی اوقات که خیلی پسر خوبی بودم...
  • لیست کامل عناوین یادداشت‌ها

عکس

دسته بندی مطالب

بچه های دیروز

وبسایت نوستالژیک بچه های دیروز,دانلود کارتون و سریالهای خاطره انگیز دهه های 60/50/70 و ماقبل, گنجینه عکسهای تاریخی ایران

آمار بازدید

بازدیدکنندگان: 8257211

کتاب قدیمی