X
تبلیغات
رایتل

تبلیغات

تبلیغات

بچه های دیروز

بیوگرافی هنرمندان ورزشکاران و سیاستمداران قدیمی + عکس +فیلم+و صداهای نوستالژیک دهه 60 -50 و ماقبل

کارتون قدیمی

کارتون های بعد و قبل انقلاب

ورزشکارقدیمی

ورزشکاران قدیمی

پول قدیمی

پولهای قدیمی

مجریان قدیمی

مجریان قدیمی

تبلیغ قدیمی

تبلیغات قدیمی

ترول قدیمی

ترول قدیمی

جشن2500ساله

عکس از جشن های 2500ساله

عروسی های قدیمی

عروسی های قدیمی
دانلود فیلمهای خاطره انگیز و نوستالژیک


مردم ازاری که شاخ و دم نداشت-یه کش مثه کش دور اسکناس لازم بود و یه تیکه کاغذ تمام یه نیمچه تیرکمون نخصوصا سرکلاس مدرسه برای ازار دیگران استفاده میکردیم و گاهی بچه ها با اذیت کردن معلم باعث میشدن دسته جمعی تنبیه شیم هرچند که هرگز کسی کسی دیگه رو لو نمیداد



نوستالژی.JPG



این عکس مربوط به دهه فجر سال ۱۳۷۱ بچه های کلاس چهارم دبستان شهید قاسمی روستای فداغ لارستان استان فارس هست که بعد از اجرای سرودی در مراسم جشن دهه فجر اون سال گرفته شد، اگه چهره خانم معلم هم مخدوش شده زیاد تعجب نکنید مال دورانیه که خانم های این سرزمین دوست نداشتند عکسشون تو خونه هر کسی باشه.خداوند پشت و پناه سرکارخانم زهرا کشتکار معلم اون دوران مون
مدارس قدیمی ایران
ارسال شده توسط محسن




گوشه ی چادر مادرم را می‌گرفتم
باهم می‌رفتیم مخابرات نبش کوچه ششم
می‌گفتند مخابرات!
اما اسمش اصلا مخابرات نبود که
همیشه‌ی خدا هم شلوغ بود
نوبت می‌گرفتیم و می‌نشستیم
بعد از چند دقیقه صدا می‌زدند و می‌گفتند خانم فلانی کابین شماره‌ی سه
یک اتاقک چوبی نیم در نیم،
یک تلفن قدیمی و کثیف روی دیوار
و بوی عرق نفر قبلی
اما چه ذوقی داشتیم
تقریبا هر دو روز یک بار می‌آمدیم تلفن می‌زدیم و چند دقیقه‌ای با پدربزرگ و مادربزرگم حرف میزدیم.
محل ما سیمکشی تلفن نداشت که
آنها هم که داشتند وضعشان تقریبا همین بود.
حرف زیاد داشتیم
اما مجبور بودیم زود قطع کنیم
قطع نمی‌کردیم خودش قطع می‌شد
ارتباط ها کم بود،
اما با جان و دل
با ذوق و شوق.
حرف ها هیچوقت تکراری نمی‌شد
همه برای هم وقت داشتند
هیچکس تیک دوم تلفنش را برنمی‌داشت
که مثلا صدایت را هنوز نشنیده ام!
هیچکس حرف هایش را ادیت نمی‌کرد
دوستت‌دارم هایش را پاک نمی‌کرد جایش نقطه بگذارد
وقتی می‌گفت دلم برایت تنگ شده،
شک نداشت که می‌گفت
صدا را که نمی‌شد پاک کرد،
می‌رسید.
گروه هم نداشتیم
اما هروقت تلفن می‌زدیم حتما یکی بود که آنلاین باشد و جوابمان را بدهد.
آن روزها
یک مخابراتِ نبش کوچه‌ی ششم بود و یک دنیا عشق
که همه را از سیم‌های تلفنش رد می‌کردیم
اما امروز
یک دنیا وسیله‌ی ارتباطی‌
که یک "دلم برایت تنگ شده" از امواجشان رد نمی‌شود
اگر هم رد شود، می‌شود پاکش کرد
می‌ترسم در بروز رسانی بعدی
همدیگر را هم بتوانیم پاک کنیم
مادربزرگ هم که چت بلد نیست
راستی

چادر مادرم...

ارسال شده توسط محمد سابوته از ایلام


tarhinodarandazim - طرحی نو در اندازیم
دانلود برنامه قدیمی و نوستالژیک  طرحی نو د راندازیم.


تصویری از  اسکناس های قدیمی  دهه50/60  منسوخ شده

اسکناس قدیمی دهه60/50

ارسال شده از مجموعه  بی نظیر آقای داریوش علوی از اندیمشک


حروف برگردان: هم دوره ای های خودم  زمانی که پرینتر  و... موجود نبود به خوبی میدونن که ارزش اینها چقدر بود و چقدر ارزش داشتند برای ما

حروف برگردان قدیمی

ارسال شده  از  مجموعه  آقای داریوش علوی از اندیمشک


شمار و نمیدونم اما من اولین چیزی که با دیدن کوپن ها می بینم اینه که یاد صف های طولانی و پارتی بازی  در توزیع کوپن میفتم شاید دیدگاه شما 180 درجه با من فرق کنه و محترمه

کوپن های قدیمی

ارسال شده توسط: سعید از رشت


کبریت های قدیمی



http://s8.picofile.com/file/8276484818/%DA%A9%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA_%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%D8%A7.JPG

کبریت قدیمی

http://s8.picofile.com/file/8276484834/%DA%A9%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA_%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%D8%A72.JPG

ارسال شده توسط : یاس از لاهیجان


به دنبال خاطرات دوری می گردم
که گم شده اند
در میان شکوفه های بادام
در لابلای گیسوان دختری که
موهایش را
در بین ساقه های زرین گندم
به باد سپرده بود
و لبانش را با
شاتوت های کوچه باغ یادها
سرخ نموده بود
خاطراتی که
لبریز از دانه های سرخ انار
و خوشه های بلوری انگور
در بین دشتهای پر شقایق
زادگاهم
گم شده اند
خاطرات مملو از بوی باران
بوی زندگی
بوی ارامش
خاطراتی که
در بین شکوفه های بادام
گم شده اند
و حس زیبایشان را
نزد هیچ عابری نیافتم ..
 از خانم سعیده مصطفوی


تعداد کل صفحات ( 134 )    |   1 2 3 4 5 ... 14 >>
جستجو
موضوعات
تازه ترین مطالب
جدیدترین یادداشت‌ها
نظرسنجی
آمار وبلاگ
آمار9084021
ابزارک ها

رتبه جهانی ما