X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

  • http://s6.picofile.com/file/8248172726/%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.jpg

    ممول دختر مهربان (Little Beret Memole)



    محصول 1984 ژاپن

    ممول دختر مهربان (Little Beret Memole)

    ممول کوچولو به همراه 245 نفر آدم کوچولوی دیگه از سیاره "ریرورو" با سفینه ای به کره زمین می آید و در جزیره ای به اسم "لیل" ساکن می شه، دوستی رمانتیک او با دختری مریض احوال به اسم ماریل سرآغاز آشنایی ممول با دنیای آدم بزرگها و شکل گیری ماجراهای متعددی می شه.

    ممول دختر مهربان (Little Beret Memole)

    شخصیت ها:

    دختر مهربون: اسم اصلی‌اش ماریل بود. یک دختر موطلایی مهربان و پاک در حد «ژاندارک». همیشه هم در حال غش و ضعف بود.معلوم نبود که چه‌اش است؟ مثل این‌که چیزی در مایه‌های سرطان «لاعلاج»، داشت این بیماری و بی‌حالی به درصد مهربانی چشم‌های تب‌دارش کمک می‌کرد. تنها بود؟ نبود.معلوم نبود والدینش کجا هستند؟

    خانم پنه لوپه: خانم پنه لوپه هم که مثل برج زهر مار بود، آن دور و برها پلاس بود و هر بار رد می‌شد، یک غری هم می‌زد و قسمت هیجان کار را هم ردیف می‌کرد، چون قرار نبود دار و دستة ممول را ببیند.

    آدم کوتوله‌هایی که از سیارة «دریرورو» آماده بودند و ممول‌شان جذب صدای پیانوی دختر مهربان شد و پایشان به خانه او باز شد.


    ممول دختر مهربان (Little Beret Memole)

    اسکار: از این بچه پولدارها که دلشان می‌خواهد ادای الیورتویست را در بیاورند، همیشه هم شلخته و گیــج هستنـد تا جذاب‌تر شــوند.جلـیقـة جیب‌دار می‌پوشند و تو اتاق‌هایشان پر از کتاب است و همیشه هم یک دوربین همراهشان است. اسکار با دختر مهربان رابطة افلاطونی داشت.

    گریس:نماد هر چی دختر شرقیِ موسیاه است. معمولا تو کارتون‌ها هم موسیاه‌ها باید بدجنس و بی‌اصل و نسب باشند.او هم همین‌طور بود، رقیب دختر مهربان. البته در آن سنین کودکی به اسم خواهر اسکار به ما قالبش کردند.در ضمن تا آن‌جایی که ذهن ما قد می‌دهد با این‌که قرار بود گریس آدم بده باشد (و دختر مهربان توی کابوس‌هایش او را می‌دید که با موهای تا قوزک پایش از پله‌ها بالا می‌آید.)کلی از پسرهای آن زمان طرفدارش بودند و به این سلیقة اسکار تأسف می‌خوردند.

    ممول دختر مهربان (Little Beret Memole)

    بچه‌های شعبده باز کوتوله‌ها: یاشا کوچیکه بود و همان بامزهه که چشم نداشت و شبیه نوزادها بود.موی دماغ تندپا، برادر بزرگ‌ترش بود که همیشه دنبال ممول راه می‌افتاد و شیطان بود و سر به هوا و دنبال دردسر و در ضمن همة «ر»‌ها را «ل» می‌گفت: دختل مهلبون.

    ممول: همه خوبی‌اش به عروسکی بودنش بود. خوردنی‌تر از همه بود. دست‌های تپل و سفید و نرم. لپ‌های سرخ صورتی رنگ. موهای طلایی فر و پف کرده.

    پدربزرگ: پیرمرد اهل دلی بود. با معرفت و مهربان. اهل وجدان درد و عاطفه و این چیزها. یادش به‌خیر .یک استثنای عصیانگر در قاعدة ابروهای این کارتون. ابروهایش رویِ ابروهای عمو جغد شاخدار را هم کم کرده بود.فلفل نمکی حرف می‌زد.مویش و ابروهایش مثل برف سفید بودند. حرفش، حرف اول مملکت بود. پالتوی بامزه‌ای هم می‌پوشید در ضمن ممول و بچه‌ها هم ازش حساب می‌بردند و حرفش را زمین نمی‌زدند.

    پاشا: «گری کوپر» دوران بود. بچه خوش‌تیپ تا جایی که گاهی باعث سرخ شدن لپ‌های ممول می‌شد، البته ممول هم بلد بود حالش را به جایش بگیرد.


     جهانگرد:راجع به او صفحه‌ها می‌شود نوشت. هیچ‌وقت دهانش معلوم نبود، یک دگمة گنده هم قد پالتویش داشت.او مرد سفر بود. همیشه یا داشت می‌آمد و یا داشت می‌رفت.موهایش با آدم حرف می‌زدند. همان موهایی که چشم‌های درشتش از زیر آن‌ها معلوم بود. دستکش دست می‌کرد و مثل همة مسافرها مرموز بود.

    000

    ریالجهانگرد-دختر مهربون-ممول

    دانلود تیتراژ ممول

    http://s1.picofile.com/file/8101522434/download.png


    برای دانلود ویدیوهای ممول اینجا کلیک کنید



    http://s6.picofile.com/file/8249573900/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%85%D9%86.JPG

    http://s6.picofile.com/file/8249573900/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%85%D9%86.JPG

  • دیدگاه ها
    دیدگاه های این نوشته : 3
    سه‌شنبه 25 آبان‌ماه سال 1395 , ساعت : 19:49
    من واااقعا مچکرم از پخش این کارتون..و احسنت میگم به خلاقیت .وشخصیت پردازی هنرمندان زاپن ..
    امتیاز: 0 0
    شنبه 16 آذر‌ماه سال 1392 , ساعت : 19:08
    این کارتون رو از ته دل نگا میکردم
    اون وختا خیلی کوچولو بودم
    کارتون تاثیرگذاری بود
    امتیاز: 2 0
    پنج‌شنبه 25 خرداد‌ماه سال 1391 , ساعت : 19:54
    آقا شما خیلی کارتون درسته(یعنی چون لینک منبع باز نشد اینارو نوشته ی شما میبینم :دی)
    یادمه این کارتون همه ی عشق بچگیم بود
    یعنی همشا
    اما داستانش یادم رفته بود
    اونموقع ها بهش میگفتم "دختر مهربون" الانم تنها چیزی که ازش یادم مونده بود اسم "دختر مهربون "بود
    خیلی خوشحال شدم اینارو خوندم
    امتیاز: 4 0
    پاسخ:
    سلام خوبین وبلاگ قشنگی دارین ولی لینک منبع سالمه که
    خوب مام خوشحالیم که خوشحالین
    برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

    http://s5.picofile.com/file/8122353542/commen_bachehayedirooz.jpg

    نام و شهـر شما :
    ایمیل :
    وب/وبلاگ :
    متن شما :
    کد زیر را در کادر مقابل تایپ کنید :

    ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد

*

عکس

جدیدترین یادداشت‌ها

عکس

بچه های دیروز

مجله و تلویزیون نوستالژیک و تاریخی ایران

آمار بازدید

بازدیدکنندگان: 7875657