بچه های دیروز

سایت بچه های دیروز یک پایگاه نوستالژیک برای ایرانیان می باشد. که خدماتی همچون فیلم و کارتون های قدیمی ، کتاب های درسی قدیمی ، تصاویر نوستالژیک ، عکسهای قدیمی ایران قبل از انقلاب در دوره های پهلوی وقاجار را در اختیار ایرانیان و علاقمندان قرار می دهد

آگهی آگهی

زندگینامه حسین پناهی+عکس حسین پناهی+سخنان و جملات حسین پناهی

متن جایگذین تاریخ تولد
حسین پناهی

مرگ
حسین پناهی
فعالیتحسین پناهیاولین فعالیت سینمایی/اخرین فعالیت سینماییحسین پناهی
اولین مجموعه تلویزیونی/اخرین مجموعه تلویزیونیحسین پناهی
حسین پناهی
حسین پناهی-بیوگرافی-زندگی نامه
ارامگاه حسین پناهی
1335/06/06
روستای دژکوه/شهرستان کهگیلویه

1383/05/14
سوق/ شهرستان کهگیلویه
بازیگر/ کارگردان/ نویسنده/ شاعرگذرگاه1365/بابای عزیز
1382

مثله یک لبخند/روزگار غریب

سری اول 10جمله-جملات زیبا از حسین پناهی+زندگینامه و بیوگرافی و عکس حسین پناهی

دنیا را بغل گرفتیم گفتند امن است هیچ کاری با ما ندارد

خوابمان برد بیدار شدیم دیدیم آبستن تمام دردها یش شده ایم

•••••••••


اجازه …

اشک سه حرف ندارد …

اشک خیلی حرف دارد !!!


•••••••••


این جهانی که همش مضحکه و تکراره

تکه تکه شدن دل چه تماشا داره


•••••••••

صفر را بستند تا ما به بیرون زنگ نزنیم 

از شما چه پنهان ما از درون زنگ زدیم 

این جهانی که همش مضحکه و تکراره 

تکه تکه شدن دل چه تماشا داره!!!


•••••••••


من زندگی را دوست دارم
ولی از زندگی دوباره می ترسم!
دین را دوست دارم
ولی از کشیش ها می ترسم!
قانون را دوست دارم
ولی از پاسبان ها می ترسم!
عشق را دوست دارم
ولی از زن ها می ترسم!
کودکان را دوست دارم
ولی از آینه می ترسم!
سلام را دوست دارم
ولی از زبانم می ترسم!
من می ترسم ، پس هستم
این چنین می گذرد روز و روزگار من
من روز را دوست دارم
ولی از روزگار می ترسم

•••••••••


این جا در دنیای من گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند
دیگر گوسفند نمی درند
به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند...


•••••••••


رخش،گاری کشی می کند.

رستم،کنار پیاده رو سیگار می فروشد.

سهراب،ته جوب به خود پیچید.

گردآفرید،از خانه زده بیرون.

مردان خیابانی برای تهمینه بوق می زنند.

ابوالقاسم برای شبکه سه،سریال جنگی می سازد.

وای موریانه ها به آخر شاهنامه رسیده اند...


•••••••••


به بهشت نمی روم اگر مادرم آنجا نباشد…


•••••••••

با قطار بیا جنوب و آن جا پیاده شو ! هر کجا بابونه‌یی دیدی بو کن من اون جام ! حسین پناهی من و نازی


•••••••••

از این میترسم کــ دوست داشتــن را مثــل ِ مسواکــــ زدن بچــه هــا بــ ” مـــن ” و ” تـــو ” ( تـذکـــــر ) بدهنــد .


•••••••••


سری دوم :از جملات و سخنان مرحوم حسین پناهی

بیراهه رفته بودم
آن شب
دستم را گرفته بود و می کشید
زین بعد همه عمرم را
بیراهه خواهم رفت . . .


•••••••••

اجازه . . . !
اشک سه حرف ندارد ، اشک خیلی حرف دارد !


•••••••••


می کوشم غم هایم را غرق کنم اما بی شرف ها یاد گرفته اند شنا کنند . . .


•••••••••


وقتی کسی اندازت نیست ، دست به اندازه ی خودت نزن . . .


•••••••••


ماندن به پای کسی که دوستش داری ، قشنگ ترین اسارت زندگی است !


•••••••••


انسانم !
ساکت ، چون درخت سیب !
گسترده ، چون مزرعه ی یونجه !
و بارور ، چون خوشه ی بلوط !
به جز خداوند ،
چه کسی شایسته ی پرستش من خواهد بود ؟!


•••••••••

صـدای پای تو که می روی

صـدای پای مــرگ که می آید . . . .

دیـگر چـیـزی را نمی شنوم !


•••••••••

دیواره ها برای کوبیدن سر ناز کند

گریزی نیست

اندوه به دل ما گیر سه پیچ داده است

باید سر به بیابانها گذاشت!

•••••••••

چرا به بتهای مرده سنگ بزنم ، وقتی بت های زنده فراوانند …

•••••••••

این روزها به جای” شرافت” از انسان ها فقط” شر” و ” آفت” می بینی !



توضیحات:این جملات از سایتهای مختلف اینترنتی و اجتماعی مانند کلوب دات کام جمع اوردی شده است


تمامی حقوق مطالب سایت متعلق بچه های دیروز می باشد.
طراحی و اجرا:سایت ستاپ