X
تبلیغات
شیکسون

گالری تصاویر

صفحات ویژه ما

صفحات جانبی

نویسندگان

آرشیو

تبلیغات

محل درج تبلیغ

دانلود تصویری تیتراژ کاراگاه گجت

sorena-kermanshah-city شنبه 17 بهمن‌ماه سال 1394 @ 00:54 چاپ

شما تایید می کنید؟معضلی بنام مداد فشاری

sorena-kermanshah-city شنبه 17 بهمن‌ماه سال 1394 @ 00:43 چاپ

شاید خیلی از ماها این مشکلو داشتیم که هنگام جا انداختن نوک مداد فشاری یا چشمها یاری نمی کنن یا اینکه تند تند میشکست دقیق مثه ویدیو زیر


مطالب مرتبط با این مطلب: نوستالژی، پخش آنلاین، ویدیوی نوستالژی قدیمی

بازی های قدیمی میکرو(کلیپ)

sorena-kermanshah-city شنبه 17 بهمن‌ماه سال 1394 @ 00:37 چاپ

ویدیوی بازی های قدیمی میکرو سگا و آتاری -5 ویدیو

sorena-kermanshah-city جمعه 16 بهمن‌ماه سال 1394 @ 10:35 چاپ

دانلود کلیپ سوپرماریو  -قارچ خور بازی قدیمی میکرو
اینقدر از این موجودات سبز بدم میومد که نگو مثه کنه بودند یادش بخیر اینقدر این بازی رو انجام داده بودم که هنوز بازی رو شروع نکرده تمومش می کردم روی پله ها وقتی لاک پشتهای پرنده تو یکی از مراحل میومدند پایین تنها با یه وقفه و یه پرش میتونستی تا بی نهایت جون بگیری این یعنی  هر بار که ببازی بازم  وقت داری که بازی رو ادامه بدی اگه درست خاطرم باشه اتوماتیک خودش تا 5بار میتونستی ببازی بعد گیم اور میشدی یعنی میرفتی مرحله اول و باید از اول بازی میکردی
یه نوع دیگه هم از ماریو بود که موقعی که پرش می کرد   نصف بازی رو طی می کرد خاطرم هست که میکرو و نوارشو دست یکی از بچه ها دادم نمیدونم عصبی بود چی بود مثلا باخته بود دستگاه رو جایی زده بود احتمالا-بدنه ترک برداشته بود و  نوارم به بهانه ای کش رفت و رفت





دانلود بازی شکار مرغابی میکرو
اخ که ریشخند سگه چقدر بد بود دوست داشتم با همون تفنگه بزنم تو ملاجش









مستند خانم مجری(زندگینامه خانم الهه رضایی مجری دهه60-70)

sorena-kermanshah-city جمعه 16 بهمن‌ماه سال 1394 @ 10:15 چاپ

مستند خانم مجری(زندگینامه خانم  الهه رضایی مجری دهه60)
برای دانلود اینجا کلیک کنید



دانلود بخشی از برنامه کودک شبکه اول دهه60

sorena-kermanshah-city چهارشنبه 14 بهمن‌ماه سال 1394 @ 22:25 چاپ

نوستالژی سری دوم بهمن 1394

sorena-kermanshah-city دوشنبه 12 بهمن‌ماه سال 1394 @ 10:56 چاپ

http://s7.picofile.com/file/8236412150/4.JPG
شب های طولانی پاییز و زمستون  وقتی مادر بساط خیاطی  رو پهن می کردند- روزی روزگاری و مرادبیگ هم پخش میشد من همیشه عاشق اون اسب سفید مرادبیگ بودم که تو تیتراژ این برنامه می دوید  مخصوصا اون قسمت که جفتک مینداخت اهنگ این سریال رو  با دهنمون اجرا می کردیم و سوار این درب-جلد نمیدونم بهش چی می گن چرخ خیاطی میشدیم و مثلا  اسب سواری می کنیم و مادرم میگفت بابا الان میشکنه و اخرشم شکست 

http://s7.picofile.com/file/8236412084/1.JPG
گاهی تاب بازی میکردیم اون کسی که  تاب رو تکون میداد گاهی اینقدر با شدت پرتابمون میکرد که مثه موشک پرت میشدیم پایین
گاهیم برا اینکه خودی نشون بدیم و بگیم نترسیدیم خودمون در همون حال خودمونو مینداختیم پایینو پیاده میشدیم البته عواقبت خوبی نداشتا.

http://s7.picofile.com/file/8236412126/3.JPG
خوب چرا دروغ بگم  والا خونه ما حوض نداشت با اینکه حیاط خیلی خیلی بزرگی داشتیم.ولی همیشه گلدون های سفالی گل شمعدونی  که میتونه خاطره انگیز باشه  اونجا پیدا میشدحیاط خونه قدیمی ما اخرین باری که از کنارش رد شدم هنوزم که هنوزه درخت  پیره توتی که داخلش بود و اون زمان هم سن و سالی داشت میوه داره و یاداور یکی از بهترین خاطرات کودکی منه

http://s7.picofile.com/file/8236412192/6.JPG
این نوع کارد  هم دهه هفتاد ازش کم نبود



در جمعی نشسته بودیم ناگهان خری امد و گفت:....

sorena-kermanshah-city دوشنبه 12 بهمن‌ماه سال 1394 @ 10:39 چاپ

در جمعی نسشته بودیم ناگهان خری آمد و گفت:

http://s7.picofile.com/file/8236413126/123.JPG

این جمله رو خاطرتون هست چنان تاثیری بین بچه ها داشت که نگو یه گروه رو خاموش می کرد گاهی مبصر کلاس از بس کلاس شلوغ میشد نمی تونست  اونارو ساکت کنه از این کلمه سحرامیز استفاده می کرد و یهو کلاس ساکته ساکت میشه اما بودند بچه هایی که خودشونو خر می کردن و  در جوابش میگفتند گوینده خر است خخخخ




معرفت از نوع بچه های قدیم/نوستالژیک

sorena-kermanshah-city دوشنبه 12 بهمن‌ماه سال 1394 @ 10:33 چاپ

اون زمان بچه های مدرسه ای واقعا معرفت بیشتری داشتند.شایدم این گفته به این خاطر باشه که ما الان بین بچه های دانش اموز نسل جدید نیستیم

 خاطرم هست اون زمان که یکی از بچه ها شیطنت میکرد و مثلا  با میله خودکار بیک که داخلش یا پوست پرتغال یا برگه مچاله شده کاغذ بود و اونو با فوت به طرف معلم پرت میکردند  یا وقتی کسی پوست پرتغال داخل  بخاری نفتی کلاس می ریخت و بوی گندش همه جارو میگرفت و بچه ها با هم می خندیدند   معلم میامد همه رو تنبیه میکرد که مثلا اعتراف بگیره این کاره کیه همه حاضر به تنبیه شدن بودن اما کسی که هرچند کوتاه باعث خندشون شده بود و در کیل رفیقشون بود رو لو نمیدادند حالا بودند کسایی که  جاسوس بودند بحثشون جداست خیلی از بچه ها بین در گیری که معمولا بین بچه مدرسه ای ها و زنگ اخر  رخ میده خودشون حالا با دعوایی چیزی یا شوخی قضیه رو سرهم میاوردن و کمتر بچه ای بود که والدین رو دخالت بده

یکی از چیزهایی که خیلی وقتا پیش میامد تموم شدن برگ دفتر بچه ها بود که  با خواست طرف از برگه های وسط دفتر 40-60-80 -100 برگمون می کندیم و بهش می دادیم و  کارش راه می افتاد

اما گاهی مداد لازم بود و معلم هم گیر میداد که با خودکار نه فقط با مداد-و نداشتن عواقب بدی برای دانش اموزا داشت. مثه اخراج از کلاس یا تنبیه و.....

این وسط یه رفیق با معرفت لازم بود مداد  خودشو که احتمالا هم نو بود می برد زیر میز  و از وسط میشکست الان دو  نوکشو تراش میداد الان دو تا مداد حاضر بود و معلمم  دیگه گیر نمیداد و کار دوستمونو راه می انداختیم و این بود  معرفت از نوع بچه های قدیمی

http://s6.picofile.com/file/8236412876/121.JPG



فیلم سینمایی عقاب ها محصول سال 1363

sorena-kermanshah-city پنج‌شنبه 8 بهمن‌ماه سال 1394 @ 14:14 چاپ

فیلم سینمایی تولد یک پروانه1376

sorena-kermanshah-city پنج‌شنبه 8 بهمن‌ماه سال 1394 @ 14:10 چاپ

فیلم سینمایی نیاز محصول 1370

sorena-kermanshah-city پنج‌شنبه 8 بهمن‌ماه سال 1394 @ 13:59 چاپ

جستجو

موضوعات

لینک های روزانه

تبلیغات

محل درج تبلیغ

پیوندها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

آمار 5541908

ابزارک ها

رتبه جهانی ما

بخشی از صفحه سیاستمداران قدیمی

بخشی از صفحات جنگ

بخشی از عکسهای قدیمی ایران و برخی شهرها/ادامه در صفحه ایران قدیم

حوادث تاریخی